فيگوئروآ ( مترجم : غلام رضا سميعى )

322

سفرنامه دن گارسيا دسيلوا فيگوئروآ ( سفير اسپانيا در دربار شاه عباس اول ) ( فارسى )

احترام و اعتبار شاه اسپانيا را بيش از پيش در دربار ايران دچار نقصان كند سودى نخواهد داشت . در حقيقت نيز چنين شد زيرا از برادر ملكيور بسيار بد استقبال شد چنان كه شاه حتى اجازهء ملاقات به وى نداد و بدين اكتفا كرد كه بوسيلهء منشى حضور - آقامير - به وى پيغام دهد كه نيازى به انعقاد قرارداد ابريشم و اعزام نيروى بحرى از طرف پادشاه اسپانيا به درياى سرخ ندارد زيرا با عثمانيها آشتى كرده است و قصد دارد همهء محصول ابريشم كشورش را به حلب و قسطنطنيه بفرستد . و تأكيد كرده بود كه حتى يك وجب از زمينهائى را كه تصرف كرده است پس نخواهد داد و با اين پاسخ تند و خشن كه غيرمنتظر نبود ، برادر ملكيور ناچار بازگشت . همانطور كه پيشتر گفته‌ايم اين مرد روحانى همان كسى است كه بوسيلهء او از رسيدن نامه‌هاى سفير به اسپانيا جلوگيرى مىكردند و به همين جهت وى مقدمات سفر خود را به اسپانيا فراهم كرد تا پاسخ شاه عباس را به اطلاع حكومت اسپانيا برساند و حال آنكه سفير قبلا گوشزد كرده بود كه فرستادن هرگونه پيامى در شاه ايران بىتأثير خواهد بود و اميدى را برآورده نخواهد كرد . زيرا علاوه بر نارضائيهائى كه هرروز از طرف شاه عباس ابراز مىشد براى وى برنتافتنى بود كه وزراى حاكم‌نشين پرتغال او را دست انداخته و هرجا سخن از شاه كاتوليك مىرفت ، به جاى پادشاه اسپانيا عنوان پادشاه پرتغال را به كار برند چنان كه اسقف سيرنائيك نيز به همين جهت از حاكم هرمز و برادر ملكيور خشمناك بود و آنان را مورد سرزنش قرار مىداد زيرا اين اشخاص نه تنها نامه‌هاى شاه اسپانيا را به نام شاه پرتغال به اينجا و آنجا مىفرستادند بلكه اسقف سيرنائيك را با تشدد مورد عتاب و خطاب قرار داده مىگفتند چرا همواره عنوان شاه پرتغال را به پادشاه اسپانيا مىدهد و شاه قدرتمند پرتغال را تحقير مىكند تا ديگران او را شاهك بدانند نه شاه واقعى . شاه عباس خود در قزوين اين نكته را به سفير يادآور شد و در شگفت بود كه چرا پرتغاليها به چنين اعمالى دست مىزنند . اين واقعيتى است كه پرتغاليها نسبت به حكومت پادشاهى اسپانيا كينهء بسيار مىورزند ،